⚖️ رأی وحدت رویه شماره 1351/8/2-42
تاریخ: 1351/8/2 — منبع: آراء وحدت رویه سالهای 49 تا 61
نظر به اینکه شخصیت حقوقی شرکت تجارتی از مدیران بکلی مجزا و امکان برکناری مدیر شرکت همیشه موجود است و همین که منافع عین مستأجره به شرکتی واگذار شد، مستأجر شرکت است با مدیر آن، بنابراین هرگاه در سند اجاره حق انتقال بغیر جزئاً یا کلاً از مستأجر سلب شده و او مورد اجاره را به شرکتی ولو خود مدیر آن باشد واگذار نماید، انتقال بغیر تحقق یافته و نظر شعبة 39 دادگاه شهرستان تهران در این زمینه صحیح و مطابق با اصول و موازین قانونی است. این رأی به موجب ماده 3 از مواد اضافه شده به قانون آیین دادرسی کیفری، برای دادگاهها در موارد مشابه لازم الاتباع است.
مواد قانونی مرتبط
ماده 40 — قانون تجارت
انتقال سهام بانام باید در دفتر ثبت سهام شرکت به ثبت برسد و انتقال دهنده یا وکیل یا نماینده قانونی او باید انتقال را در دفتر
مزبور امضاء کند.
در موردی که تمامی مبلغ اسمی سهم پرداخت نشده است نشانی کامل انتقال گیرنده نیز د…
ماده 144 — قانون اجرای احکام مدنی
در مواردی که ملک خریدار نداشته و محکومله آن را در مقابل طلب خود قبول نماید مالک ظرف دو ماه از تاریخ انجام
مزایده میتواند کلیه بدهی و خسارات و هزینههای اجرایی را پرداخته و مانع انتقال ملک به محکومله شود.دادگاه بعد از انق…
ماده 97 — قانون امور گمرکی مصوب ۱۳۹۰
به انتقال کالاها تحت نظارت گمرک از وسیله حمل ورودی به وسیله حمل خروجی در محدوده یک گمرک که همان گمرک ورودی و خروجی از قلمرو گمرکی است رویه انتقالی اطلاق می شود. این انتقال به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم انجام می شود که و…
ماده 498 — قانون مدنی در انتشار و آثار و اجرای قوانین به طور عموم
اگر عین مستأجره به دیگری منتقل شود اجاره به حال خود باقی است مگر این که موجر حق فسخ در صورت نقل را برای خود شرط کرده باشد.
ماده 28 — قانون امور گمرکی مصوب ۱۳۹۰
گمرک درصورتی می تواند با انتقال و نگهداری کالا در انبار اختصاصی موافقت نماید که حقوق ورودی متعلق به آن تضمین شود و کالا از انواع مجاز و مجاز مشروط باشد. درصورتی که کالا از نوع مجاز باشد و یا مجوزهای لازم هنگام انتقال به…
ماده 31 — قانون امور گمرکی مصوب ۱۳۹۰
گمرک می تواند با انتقال کالای گمرک نشده به انبارها و سردخانه های عمومی رسمی، غیر از انبارهای گمرکی، موافقت نماید. مقررات این فصل شامل انبارها و سردخانه های عمومی رسمی نیز می باشد.
ماده 6 — قانون تجارت
این قانون سرمایه شرکت را به مبلغ سرمایه موجود کاهش دهد.
در صورتیکه هیئت مدیره برخلاف این ماده بدعوت مجمع عمومی فوقالعاده مبادرت ننماید و یا مجمعی که دعوت میشود نتواند مطابق
مقرراتقانونی منعقد گردد هر ذینفع میتواند انحلا…
ماده 19 — قانون روابط موجر و مستاجر
در صورتی که مستأجر محل کسب یا پیشه یا تجارت به موجب اجارهنامه، حق انتقال به غیر داشته باشد میتواند برای همان
شغل یا مشابه آن منافع مورد اجاره را با سند رسمی به دیگری انتقال دهد. هرگاه در اجارهنامه حق انتقال به غیر سلب ش…
ماده 53 — قانون مدنی در انتشار و آثار و اجرای قوانین به طور عموم
انتقال عین از طرف مالک به غیر، موجب بطلان حق انتفاع نمیشود، ولی اگر منتقلالیه، جاهل باشد که حق انتفاع متعلق به دیگری است، اختیار فسخ معامله
را خواهد داشت.
ماده 83 — قانون تجارت
هر گونه تغییر در مواد اساسنامه یا در سرمایه شرکت یا انحلال شرکت قبل از موعد منحصرا در صلاحیت مجمع عمومی
فوقالعاد همیباشد.
ماده 254 — قانون مدنی در انتشار و آثار و اجرای قوانین به طور عموم
هر گاه کسی نسبت به مال غیر معامله نماید و بعد آن مال، به نحوی از انحا به معاملهکنندهی فضولی منتقل شود، صرف تملک موجب نفوذ معاملهی سابقه
نخواهد بود.
ماده 10 — قانون تشویق و حمایت سرمایه گذاری خارجی
واگذاری تمام یا بخشی از سرمایه خارجی به سرمایهگذار داخلی و یا با موافقت هیأت و تأیید وزیر امور اقتصادی و دارائی به
سرمایهگذار خارجی دیگر مجاز میباشد. در صورت انتقال به سرمایهگذار خارجی دیگر، انتقالگیرنده که باید حداقل د…
ماده 10 — قانون روابط موجر و مستاجر
مستأجر نمیتواند منافع مورد اجاره را کلاً یا جزا یا به نحو اشاعه به غیر انتقال دهد یا واگذار نماید مگر اینکه کتبًا این اختیار
به او داده شده باشد. هرگاه مستأجر تمام یا قسمتی از مورد اجاره را به غیر اجاره دهد مالک میتواند …
ماده 155 — آیین نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری
وکلا و کارآموزانی که موقتًا به کانون دیگری منتقل میشوند، چنانچه در مدت انتقال مرتکب تخلفی شوند، از سوی
کانون محل انتقال موقت مورد تعقیب قرار میگیرند و رونوشت رأی به کانون متبوع آنها ارسال میشود و اتمام مدت انتقال
تأثیری …
ماده 1240 — قانون مدنی در انتشار و آثار و اجرای قوانین به طور عموم
قیم نمیتواند به سمت قیمومت از طرف مولیعلیه با خود معامله کند اعم از این که مال مولیعلیه را به خود منتقل کند یا مال خود را به او انتقال دهد.